‏نمایش پست‌ها با برچسب زهرا رهنورد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زهرا رهنورد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

پس از ربع قرن، تاریخ قضاوت می‌کند

تاریخ، معدن حقایق فراموش‌شده است. انسان‌ها تغییر می‌کنند، رفتارها هم تغییر می‌کند، تاریخ اما قضاوت خواهد کرد و خوب و بد را پیش چشم همگان نمایان خواهد ساخت.
آنچه در زیر می‌خوانید، نگاهی به یک روایت کوتاه اما زنده تاریخی است که زمان آن به ربع قرن قبل برمی‌گردد، اما موضوع آن همچنان در جامعه ایران موضوعیت دارد. مطلبی که در اختیار مخاطبان محترم کلمه قرار می‌گیرد، بخشی از خاطرات یک مدیر ارشد معاونت سیاسی وزارت کشور در سال ۶۵ است.
در این خاطرات از دیدار مسئولان سیاسی وقت وزارت کشور با آقایان خامنه‌ای، میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی مطالبی نقل شده که بسیار آموزنده و جالب توجه است. قضاوت اینکه این سه تن همچنان در گفتار و رفتار در مسیر پیشین خود قرار دارند و به باورهای گذشته خود در احترام به حقوق مردم و بهره‌گیری از ظرفیت همه گروه‌های سیاسی همچنان وفادار هستند یا خیر، بر عهده خوانندگان است.
«اگر مردم نباشند؛ انقلاب هم نیست.»
چند روز پیش که برحسب اتفاق نگاهی به اوراق و مدارک قدیمی خود انداختم، چشمم به برگه‌هایی افتاد که بخشی از خاطرات دوران خدمت در وزارت کشور را شامل می‌شد.
بخشی از این خاطرات مربوط به سمیناری بود که معاونان سیاسی استانداری‌های سراسر کشور در آن شرکت داشتند و من به واسطه اشتغال در اداره کل سیاسی وزارت کشور در آن سمینار حضور داشتم و گوشه‌ای از آنچه را که در این سمینار مطرح شد، به رشته تحریر درآوردم.
این سمینار در دوازدهم یا سیزدهم مهرماه ۱۳۶۵ برگزار شد و یکی از مهم‌ترین محورهای آن بررسی شرایط سیاسی کشور و نحوه فعالیت معاونین سیاسی استانداری‌ها بود.
شاید کمتر کسی به خاطر بیاورد و یا باور کند که آن روزها با وجود جنگ، درباره ضرورت فعالیت سیاسی و چگونگی گسترش آن سخن به میان می‌آمده است.
القصه؛ می‌خواهم گوشه‌ای از دفتر یادداشت‌های آن روزها را ورق بزنم تا نسل امروز و دوستان و همکاران دیروز به خاطر بیاورند که مسئولان چگونه به امور می‌نگریستند و خود مقایسه‌ای داشته باشند میان سخنان سه مسئول بلندپایه کشور در آن روزها یعنی آقایان خامنه‌ای، موسوی و هاشمی رفسنجانی.
«مردم سیاست را درک می‌کنند»
بعد از سمینار به دیدار آقای خامنه‌ای رئیس جمهور رفتیم. آقای خامنه‌ای گفت:
«امروز جامعه ما یک جامعه سیاسی است و این سیاسی بودن به یک صنف یا قشر خاص اختصاص ندارد. قبلاً حتی علما و تحصیلکرده‌ها هم چیزی از سیاست نمی‌دانستند. مانند سایر کشورها که مردم چیزی از سیاست نمی‌دانند، اما مردم ما سیاست را به خوبی درک می‌کنند. البته با وجود سیاسی بودن مردم، ما آموزش سیاسی منظم نداریم. ما به دنبال عمق بخشیدن به بینش سیاسی مردم نبوده‌ایم، به علت توجه به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم از این مسئله غافل شدیم. شما باید این خلأ را پر کنید. برای اینکه مردم در صحنه بمانند و قدرت تحلیل پیدا کنند و انحراف‌ها را بشناسند، بایستی که تلاش کنید و سواد سیاسی مردم را بالا ببرید.»
ایشان در ادامه گفت:
«جامعه ما به دلیل سیاسی بودن آسیب‌پذیر هم هست. باید مراقب بود که وجود دو جریان سیاسی که الآن مطرح است به یک برخورد خشن منتهی نشود. چون از راه اختلافات سیاسی ناهنجاری‌های سیاسی ایجاد می‌شود که برای آینده انقلاب و نظام بسیار خطرناک است. شما معاونین سیاسی باید جلوی این برخوردها را بگیرید. شعار ما باید محکوم کردن اختلاف میان نیروهای نظام باشد، نباید انسجام سیاسی آسیب ببیند….»
«سیاست شاخه‌ای از فرهنگ است»
بعد از این ملاقات، دیداری هم با آقای مهندس موسوی نخست وزیر داشتیم. آقای موسوی در این ملاقات گفت:
«سیاست شاخه‌ای از فرهنگ است و در حقیقت از فرهنگ متولد می‌شود و در جامعه‌ی ما، امام از فرهنگ و مقوله‌های فرهنگی بیشترین استفاده را بردند و جامعه‌ی متفرق و از هم گسسته‌ی ایران را از طریق تلاش فرهنگی به هم پیوند زدند. لذا شما معاونین سیاسی باید غرق در فرهنگ مردم استان خود باشید. در یک استان اقوام و گروه‌های مختلفی هستند که باید آنها را خوب بشناسید. کم‌توجهی به این امر موجب خسارت و آسیب جدی به حوزه‌ی سیاسی و حتی شکست خواهد بود. هیچ تصمیم سیاسی و مدیریتی در استان نمی‌توان اتخاذ کرد، مگر اینکه به شرایط فرهنگی آن استان توجه داشت. نمی‌توان در مرکز نشست و بدون نظر استان‌ها برنامه‌ریزی کرد. باید با مطالعه دقیق پیرامون شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هر منطقه به برنامه‌ریزی پرداخت.»
آقای موسوی ادامه داد:
«ریشه‌ی اقتدار نظام، مردم هستند. اگر مردم نباشند، انقلاب و نظام وجود ندارد. یک زمانی به ما انتقاد می‌کردند که چرا شعار حمایت از مستضعفین و محرومین و کارگران را مطرح می‌کنیم؛ ما می‌گفتیم: همین مردم بودند که در صحنه حضور داشتند. اگر آنها نبودند، کارخانه‌ها با اعتصاب تعطیل می‌شد. همین‌ها بودند که با ایمان و تعهد خود چرخ کارخانه‌ها را به حرکت درآوردند. اگر خودخواهی‌هایی را که پست و مقام به ما می‌دهد، کنار بگذاریم، متوجه می‌شویم که مردم عامل اصلی اقتدار ما هستند. اگر تردیدی در این زمینه داشته باشیم، نمی‌توانیم بر مشکلات پیروز شویم.»
«دفاع از کسانی که صدایشان به جایی نمی‌رسد»
آقای موسوی در ادامه گفت:
«مسئله دفاع از مظلوم جزء اولویت‌های کاری ما است. نظامی که نسبت به ظلم بی‌تفاوت است، قطعاً اسلامی نیست. معاون سیاسی استاندار اگر مخالف ظلم نباشد، شایسته‌ی آن سمت نیست. باید چهره‌ی ظلم‌ستیزی داشته باشد، همان‌گونه که این چهره در امام هست.»
نخست‌وزیر خاطرنشان کرد:
«سیاست‌های ما باید به سمتی باشد که تعداد بیشتری از مردم را شامل شود. همه‌ی ما باید متوجه کسانی باشیم که صدایشان به جایی نمی‌رسد. ما اگر به خدا و مکتب ایمان داریم و پیرو خط امام هستیم، باید عموم مردم را در نظر داشته باشیم. حکومت باید صبر و تحمل داشته باشد. باید با سعه‌ی صدر با مردم و مشکلات برخورد کند. دید وسیع داشته باشد. ما با تمام مردم طرفیم. ملت که تنها یک گروه خاص نیست. تلاش کنید نابسامانی‌ها به صورت ریشه‌ای شناخته شود. یک معاون سیاسی باید پدیده‌های نامرئی را بشناسد و اینها جز با داشتن مطالعه‌ی عمیق و رابطه‌ی نزدیک با متن جامعه امکان‌پذیر نیست. وارد اختلافات سیاسی موجود در استان‌ها نشوید و از موضع بالا تلاش کنید همه‌ی گروه‌ها و جریانات را در اداره‌ی امور و حل مشکلات به کار بگیرید.»
آقای موسوی در پایان به ضرورت ارتباط صمیمی و نزدیک با روحانیت نیز اشاره کرد و گفت:
«ارتباط نزدیک با روحانیت به حل مشکلات کمک می‌کند، روحانیت از توان بسیار بالایی در بسیج مردم برخوردار است.»
«هر کس را کنار بگذاریم، ضرر کرده‌ایم.»
سپس به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی رفتیم. ایشان هم طی سخنانی گفت:
«کار شما خیلی مهم است. امروز وحدت نیروها به خاطر جنگ اهمیت زیادی دارد. ما باید با دوستی و رفاقت کارها را دنبال کنیم، تا این انقلاب به حرکت خود ادامه دهد. شما معاونین سیاسی تلاش کنید برخوردها و اختلافات سیاسی تا آنجا که ممکن است کمتر شود. شما نباید تابع یک جریان سیاسی خاص باشید و بقیه با شما مخالفت کنند. امروز هر کس را کنار بگذاریم، ضرر کرده‌ایم. این به نفع ما نیست که اگر یک جریان پیروز شد، جریان دیگر را کنار بزند. ما باید یاد بگیریم که سلیقه‌های مختلف را تحمل کنیم. اسلام و اخلاق هم همین را توصیه می‌کند. ما قبل از انقلاب و در دوران مبارزه و زندان با بسیاری از افراد در کنار هم علیه حکومت شاه مبارزه کردیم. این مایه‌ی تأسف است که بعد از پیروزی نمی‌توانیم با هم کار کنیم.»
آقای هاشمی ادامه داد:
«ما باید توقعاتمان را مهار کنیم. اگر قرار باشد هر چیزی که من می‌خواهم در مجلس تصویب شود که دیگر مجلس نیست. همکاری‌ یعنی اینکه همدیگر را تحمل کنیم و به خاطر مصالح بزرگتر گاهی از نظر خود کوتاه بیاییم. امام هم همین نظر را دارند. دشمنان ما برای اختلاف و تفرقه بیشترین تلاش را می‌کنند، اما ما نباید به این سمت برویم و تا آنجا که می‌شود باید تنش‌ها را مهار کرد. لذا وزارت کشور و استانداری‌ها می‌توانند برای جمع کردن سلیقه‌های مختلف تلاش کنند که ان‌شاء‌الله مردم هم حمایت خواهند کرد.»
حال سخنان هر سه مقام مسئول در آن روزها را مقایسه کنید و شرایط امروز آنها و مواضع اخیرشان را نیز بسنجید و ببینید کدام یک بر همان اعتقاد و در همان راه باقی مانده است.
به راستی، آیا وزارت کشور امروز با آنچه مسئولین ۲۵ سال قبل انتظار داشته‌اند، قرابتی دارد؟

میرحسین و رهنورد تلفن زدند؛ روحیه ها عالیست

میرحسن حبیبی موسوی، پدر شهید موسوی در مصاحبه با "روز" از تماس تلفنی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد خبر می دهد و می گوید آنها همچنان در منزل خود در حصر هستند و روحیه هر دو بسیار عالی است.
همسر خواهر میرحسین موسوی می افزاید که آخرین بار بر سر پیکر پدر میرحسین موسوی، او و همسرش را دیده اند و پس از آن ملاقاتی نبوده.
آقای حبیبی موسوی، پدر دو شهید است؛ یکی از فرزندانش در جنگ ایران و عراق و دیگر فرزندش، روز عاشورای سال گذشته و در جریان اعتراضات مردمی به انتخابات مخدوش 22 خرداد شهید شده اند. خود او هم در جریان مراسم تشییع پیکر میراسماعیل موسوی، پدر میرحسین موسوی به اتفاق چند تن دیگر از اعضای خانواده موسوی مورد ضرب شتم قرار گرفته و بازداشت شده بود.
پدر شهید موسوی در پاسخ به سئوال خبرنگار "روز" درباره آخرین وضعیت  موسوی و زهرا رهنورد می گوید: سر پیکر پدرشان که آنها را آوردند بعد از آن دیگر آنها را ندیده ایم اما دیروز تماس تلفنی گرفته بودند و هم آقای موسوی و هم خانم رهنورد با ما صحبت کردند.
آقای حبیبی موسوی می گوید که میرحسین موسوی و همسرش در این تماس تلفنی، تنها به احوالپرسی با خواهر و بستگان خود پرداخته اند و هیچ صحبت دیگری مطرح نشده است.
او در عین حال وضعیت روحی نخست وزیر زمان جنگ و خانم رهنورد را عالی توصیف می کند و می گوید: وضع روحی هر دو خیلی عالی است و تا جایی که ما میدانیم سالم هستند.
پدر شهید موسوی همچنین درباره آخرین وضعیت آنها می گوید: همان وضعیت قبلی را دارند و تا جایی که بنده اطلاع دارم در خانه خودشان به سر می برند.
پیش از این نیز خدیجه موسوی خامنه، خواهر میرحسین موسوی در مصاحبه با "روز" روحیه برادر و همسر برادرش را مقاوم و خوب توصیف کرده و گفته بود: مهندس راه درست را می رود و توکلش بر خداست. وقتی آدم میداند که راهش حق است و راه درست را می رود، تحمل دردها و سختی ها، آسان می شود و خدا هم کمک میکند.
میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در حالی در بازداشت خانگی به سر می برند که تاکنون علیرغم همه اتهاماتی که حامیان محمود احمدی نژاد و رهبر جمهوری اسلامی، متوجه آنها کرده اند هیچ دادگاهی برای رسیدگی به این ادعاها برگزار نشده است.
 میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از 25 بهمن سال گذشته در بازداشت خانگی به سر می برند. آنها پیش از درگذشت پدر آقای موسوی، تنها یکبار در حضور ماموران امنیتی و در شرایطی خاص با یکی از دختران خود ملاقات کرده بودند.
پس از درگذشت میراسماعیل موسوی نیز، نخست وزیر زمان جنگ و همسرش نیم ساعت در حلقه ماموران امنیتی بر سر پیکر آن مرحوم آورده شدند.
وب سایت کلمه در مورد حضور میرحسین موسوی بر بالای پیکر پدرش نوشته بود: "میرحسین در همان لحظات کوتاه حضورش در خانه پدر، از بدو ورود تا زمان خروج، تنها یک واژه بر لبش بود: صبر، صبر و باز هم صبر. او که با برخوردهای زشت و زننده ماموران مواجه بود، در اوج آرامش و متانت به اطرافیان توصیه کرد که مقاوم باشند، آرامش خود را حفظ کنند و صبر پیشه کنند".

پیام رهبری با واسطه رسید
همزمان و در حالیکه برخی از شخصیت ها و افرادی که در پی درگذشت میر اسماعیل موسوی پیام تسلیت صادر کرده بودند تحت فشار قرار گرفتند، رهبر جمهوری اسلامی، رئیس دفترش را برای تسلیت به خانه برادر موسوی فرستاد.
وب سایت تابناک که رسانه نزدیک به محسن رضایی است و مواضع او را منتشر میکند، خبر داده است که محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی، با حضور در منزل آقای حاج میرعبدالله موسوی، ضمن ابلاغ پیام تسلیت آیت‌الله خامنه‌ای، با خانواده‌ آن مرحوم ابراز همدردی کرد.
تابناک اما از میرعبدالله موسوی در حالی به عنوان فرزند ارشد میراسماعیل موسوی یاد کرده که فرزند ارشد این خانواده میرحسین موسوی است.
پیش از این فراکسیون اقلیت مجلس ساعاتی پس از انتشار پیام تسلیت، آن را از خروجی ارگان خود یعنی پارلمان نیوز حذف کرده و رسانه های حکومتی هم به نقل از تعدادی از اعضای این فراکسیون صدور این پیام تسلیت را زیر سوال برده و انکار کرده بودند.
 خطاب به میرحسین موسوی از سوی   هاشمی رفسنجانی نیز به دلیل صدور پیام تسلیت پایگاه خبری دولت محمود احمدی نژاد مورد حمله قرار گرفته بود.

۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

فرزندان موسوی و کروبی: این سرمای سیاه که می‌رود نه ظلم می‌ماند و نه زنجیر

فرزندان میرحسین موسوی و مهدی کروبی در آستانه سال جدید،  پیامی تبریکی خطاب به مردم ایران فرستادند. در این پیام آمده است:"این سال به پایان می‌رسد همچون تمام سال‌های بدی که رنگ خون داشت اما بهارش سبز بود."


آنها  در پیام تبریک نوروزی خود نوشته‌اند:"هفت سین ما امسال کنار آب و آیینه و قرآن و سبزه و گلی به یاد همه همپیمانان و همرزمان، مزین به عکس والدینمان نیز هست، که چون انبوه یاران خویش، زن و مرد و پیر و جوانی که لحظه‌های بهار شدن این سرما را پشت درهای فراق و میله ‌های جدایی می‌گذرانند یا به جور قدرت پرستان (فرعون پرستان) خشم آیین، خفته و گلگون کفن در تیره خاک‌های سردند. اما بهار می‌آید و زمین می‌گردد و باران خواهد بارید و ترنم لطیفش زمانه رویش را باور پذیر خواهد کرد. پایان زمستان زندان وبند، دشنام و افترا، اتهام و بازجویی، تهدید و تفتیش و شکستن قلم و زنجیر کردن اندیشه‌ها را بهار مهر و ایمان وعشق و صلح و نور و پاکی، به خاطرات دورسرزمینمان بدل خواهد کرد."
به گزارش کلمه و سحام نیوز متن کامل پیام نوروزی فرزندان میرحسین و کروبی به شرح زیر است:
به امید، نام و یاد خدا
ما بی‌غمان مست دل از دست داده‌ایم همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم
برما بسی کمان ملامت کشیده‌اند تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم
همراهان، هم دردان، یاوران ما
سال ۱۳۸۹ به پایان رسید، سال صبر و استقامت، سال پشت در ایستادن‌ها و انتظار کشیدن‌ها، سال دلنگرانی برای عزیزی در بند، گم گشته‌ای را جستن و هروله‌ای از درزندانی به در زندانی دیگر کردن.
سالی حماسی بود برای همه ما. سالیکه، روزگارمان نیز، به اشک نشست از سوگ فرزندان و برادران و خواهرانی که خونشان جان سبزمان را سرخ کرد و سنگینی غبار ابهام‌هایمان را تطهیر.
خاطره سال ۸۹ طعم تلخ زمستان طولانی و سرد است که با ایستادگی پدران و مادران و ایستاده جان سپردن همرزمانمان رنگ و بویی دگر گرفت.
هفت سین ما امسال کنار آب و آیینه و قرآن و سبزه و گلی به یاد همه همپیمانان و همرزمان، مزین به عکس والدینمان نیز هست، که چون انبوه یاران خویش، زن و مرد و پیر و جوانی که لحظه‌های بهار شدن این سرما را پشت درهای فراق و میله ‌های جدایی می‌گذرانند یا به جور قدرت پرستان (فرعون پرستان) خشم آیین، خفته و گلگون کفن در تیره خاک‌های سردند. اما بهار می‌آید و زمین می‌گردد و باران خواهد بارید و ترنم لطیفش زمانه رویش را باور پذیر خواهد کرد. پایان زمستان زندان وبند، دشنام و افترا، اتهام و بازجویی، تهدید و تفتیش و شکستن قلم و زنجیر کردن اندیشه‌ها را بهار مهر و ایمان وعشق و صلح و نور و پاکی، به خاطرات دورسرزمینمان بدل خواهد کرد.
چه استوار و پرغرور ایستاده‌ای ایران! هرچند خسته و رنجور از تازیانه‌های تاریخ. ای سرزمین امیرکبیر بزرگ با رگهای بریده! خاک ستارخان و باقرخان و دیگر آزادیخواهان نامدار! ایرانِ مصدقی دشنام شنیده و تبعید کشیده و غل و زنجیر برشانه‌های توانایش دیده و خمینی های حبس و تبعید کشیده، ایران جوانان خداجوی جانباخته در جبهه‌ها که مرز‌ها را به جان و خون پاس داشته. سرزمین سرداران وسربداران خونین بال!
وطن! فراموش کن فریادهای مرگ خواهی و نفرت برای یارانت را در خانه ملتت! پرتاب سنگ و تیر و دشنام نوشتن وگفتن به ساکنین و در و دیوار خانه مردی که تنها جرمش هویدا کردن اسرار فجایع زندان‌ها بود و افتخار بزرگش عزیز داشتن فرزندان شهید چو جان خویشتن. سالهای سال مرامش نواختن نوای دوستی در بلوای اختلاف افکنان و جسم و جانش زخمی شلاق‌های بیرحم ظالمان بود. بانویی شجاع که سالهای سال زخم و عفونت بدنهای مجروحان وجانبازان مظلوم شیمیایی را زینب وار پرستار و همدم دلهای مجروح فرزندان شهید بود. کاش می‌شد فراموش کنی پاسخ دردناک حرمت شکنان بی‌درد را به روزهای بیتابی و شبهای بی‌خوابی مردی را که به عشق ذره ذره وجود تو‌ای وطن خود و جان و روحش را درهزارتوی کوههای سربرکشیده غرب کشور و دشتهای تبدار و زخمی جنوب گم کرده بود و در نگاه سبزش تنها آینده روشن تو ثبت می‌شد. که امین و دلنگران فرهنگ غریب مانده وبه یغما رفته کشور بود ویا زنی را که گویی عهدی داشت با خود که شمع وار بسوزد و فضای دانش و علم را روشن کند و درد همنوع را برجان خویش ببرد و مهر بورزد و مهر را لطیف و پاک ومحکم به دنیای سیاست بپیوندد. از یاد ببر ننگ حبس و حصر و ربودن پدر و مادرانمان را که تنها جرمشان ایستادگی بر خواست مطابق با سرشت آدمی و خلقت الهی، آزادی بود!
برادران خواهران ما
تسلای دلهای دردمند و نگران ما در لحظات تحویل سال حضور گرم شما در قلبهای ماست. آن حس پرشکوه و غرور انگیزی در چشم و جان پرشرر والدینمان است که همچون همه فرزندان پاکشان درکشور، ایستاده‌اند. آرزو داشته و دارند آزاده باشند و ایستاده بمیرند. اینک هرچند درهای دیدار و تماس به ناحق به روی آن‌ها بسته شد اما هزار پنجره نورانی دعا ی شما و ما به روی آن‌ها گشوده گشت. خداوندا شکرت هزاران هزار بار شکرت به آنکه مارا در ایران و در آغوش پر از حق و عدالت و ایمان و صداقت چنین پدران و مادرانی پروراندی.
این سال به پایان می‌رسد همچون تمام سال‌های بدی که رنگ خون داشت اما بهارش سبز بود.
این زمستان جان سخت، اما، یادمان داد چگونه می‌توان با صبری زیبا و ایمانی راسخ و استقامت کنار پدران و مادران، کنار یاران و هموطنان ایستاد. به ما آموخت که گرمای دلهای پرمحبت ازفرسنگ‌ها دور یا نزدیک چه سان امید سبزمان را به فرداهای دور دست روشن آبیاری می‌کند. اندوخته و تجربیاتی که تا پیروزی نهایی همراه‌مان خواهد بود. این سرمای سیاه که می‌رود نه ظلم می‌ماند و نه زنجیر. زمستان که می‌رود کرامت غبار آلوده انسانیمان را از غبار خواهیم زدود. می‌دانیم که در ‌‌نهایت فروردین لطیف خواهد آمد، در این همهمه لطف و شور و سرمستی آوای پرندگان را بیرون از بند میله ها خواهیم شنید که پرندگان آزادند و در این بزم پرامید همه ما شکفتن رنگارنگ شکوفه‌ها را خواهیم دید. رویش ناگزیر جوانه‌ها که سرزمینمان را سبز خواهد کرد.
خداوندا حال ما را، دوستدارانت و سرزمین پارسایان را همان گونه که خود می‌پسندی بهتر کن که به راستی تو حقی و یاری دهنده تمام حق جویان این سرزمین.
منصور عشقم و ترسم که عاقبت این پایداریم، بکشاند به پای دار
منصور وار اگر ببرندم به پای دار مردانه جان دهم که جهان نیست پایدار
فرزندان موسوی و کروبی

۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

14-اخبار لحظه به لحظه سه شنبه 17 اسفند ماه 89 تهران

پس از سه هفته ابهام و تناقض در گفتار مسوولین  عالیرتبه و  نپذیرفتن مسوولیت قطع ارتباط موسوی و کروبی توسط  متصدیان امور، تحقیق و بررسی کلمه مشخص کرد آقای موسوی و خانم رهنورد در بازداشت خانگی به سر می برند.
به اطلاع مخاطبان محترم می رساند، در روزهای گذشته با توجه به  انکار و ابهام  مسوولین در اطلاع رسانی، با پیگیری زیاد،  خبری به کلمه مبنی بر انتقال موسوی و رهنورد به  پادگان حشمتیه  رسیدکه بر  مبنای آن و نیز به دلیل برخی اخبار نگران کننده دیگر اقدام به اطلاع رسانی صورت گرفت. بدیهی است تناقض گویی، پرده پوشی و ابهام در گفتار مسوولان در مورد وضعیت این عزیزان نیز به اخبار نگران کننده دامن می زد، وضعیتی  ابهام الودی که هم اکنون نیز از سوی مسوولان ادامه دارد. عدم شفافیت و صداقت مسوولان در این زمینه  و عدم اطلاع رسانی  امکان دریافت خبر دقیق و  قطعی را تا کنون با مشکلات جدی مواجه کرده است.
اما با  ادامه تحقیقات کلمه در روزهای اخیر  مشخص شد خانم رهنورد و آقای موسوی  تا لحظه تنظیم خبر در بازداشت خانگی  به سر می برند که  بدینوسیله خبر انتقال و از منزل به  بازداشتگاه تصحیح و از  مخاطبان محترم عذر خواهی می شود.
لازم به ذکر است  وضعیت نگهداری ایشان در منزل، با توجه به قطع کامل ارتباطات با دنیای خارج و سلب اختیار تردد از ایشان، چیزی فراتر از حصر به معنای ممنوعیت  تردد و خروج از منزل است  و در واقع نوعی بازداشت خانگی است که تاکنون هیچ مرجع قانونی حاضر به موضع گیری و پذیرش مسئولیت رسمی این عمل غیر اخلاقی و غیر حقوقی نشده است. کلمه در صورت  هر گونه اطلاع از وضعیت آقایان موسوی و کروبی مخاطبان  را در جریان قرار خواهد داد.

لینک خبر